زندگی روزمره در پاکستان (+عکس)

پاکستان کشوری در جنوب غرب آسیا است و پایتخت آن اسلام‌آباد نام دارد. این کشور در جنوب، مرز آبی هزار کیلومتری با دریای عمان قرار دارد و از غرب با ایران، از شمال با افغانستان، از شرق با هند و از شمال شرق با جمهوری خلق چین هم‌مرز است.

Powered by WPeMatico

سوالات رایج مصاحبه اخذ ویزا

 
کی فارغ التحصیل شدی و توی این مدت چکار میکردی؟
چه رشته ای میخوای بخونی؟ چه بخشی از این رشته برات جالبه؟
در حال حاضر لیسانس داری یا فوق لیسانس؟
آیا دانشگاه های دیگه ای هم اپلای کردی؟ کجا؟ چرا؟
آیا کشورهای دیگه ای هم اپلای کردی؟ کجا؟ چرا؟
دیگه کجا پذیرش گرفتی؟
توی ایران کار می کردی؟ دقیقا چه کاری؟ چندسال؟
هزینه هاتو کی میده؟ ( اینجا اگه فاند ندارید باید BS خوب و منطقی نشون بدید )
در امریکا کسی رو داری؟
جاهای دیگه ای هم این رشته رو دارن؟
درباره رشتت و زمینه تحقیقت توضیح بده
درباره رشته و دانشگاهی که تو ایران درس خوندی
تز یا research plan داری؟
چرا امریکا رو انتخاب کردی ؟
این دانشگاه رو چطور پیدا کردی؟
چرا میخوای دکترا ( یا ارشد ) بخونی و انگیزه ت چیه؟
چرا رشته رو عوض کردی ؟ ( در مورد کسایی که تغییر رشته دادند)
چرا این رشته رو توی کشور خودت نمیخونی؟
برنامت بعد از اتمام تحصیل چیه؟
مسافرت خارج از کشور داشتی؟ به چه منظور؟
علت رد شدن دفعه قبل چی بوده ؟ و الان وضعت چه تغییری کرده که دوباره اقدام کردی ؟ ( در مورد کسایی که سابقه رد درخواست ویزا دارن )
چرا دوباره میخوای ارشد بخونی ؟ ( برای کسانی که دوباره قصد خوندن ارشد دارن)
چرا از دکترا ( یا ارشد ) در ایران انصراف دادی ؟ ( برای کسانی که قصد انصراف دارن )

Powered by WPeMatico

هفت قانون طلایی یادگیری زبان انگلیسی

 

تصور کنید بدون فکر کردن و هیچ زحمتی انگلیسی صحبت کنید کلمات به آسانی و به سرعت به واسطه زبان شما ادا می شوند و همچنین در آن واحد مفهوم صحبت های دیگران را درک می کنید برای اینکار شما باید شیوه یادگیری مکالمه زبان انگلیسی خود را تغییر بدهید. اولین قدم کنارگذاشتن یادگیری لغات زبان انگلیسی است تعجب کردید ؟؟ بله درست است.
لغات را حفظ نکنید در انگلیسی زبانها, انگلیسی را بر اساس یادگیری لغات نمی آموزند بلکه انها اصطلاحات( عبارات) را یادمی گیرند که ترکیبی از یک گروه لغت می باشند که معنی خاص خود را می دهند. بر اساس تحقیقات صورت گرفته یادگیری مکالمه زبان انگلیسی با اصطلاحات (عبارات) ۴ تا ۵ برابر سریعتر از یادگیری زبان انگلیسی بر اساس تک لغات می باشد همچنین دانش آموزانی که اصطلاحات (عبارات) را یادمی گیرند گرامر بیشتری هم بلدند. در ادامه به هفت قانون طلایی یادگیری آسان مکالمه زبان انگلیسی می پردازیم
هفت قانون طلایی یادگیری آسان مکالمه زبان انگلیسیقانون اول : همیشه در پی یادگیری اصطلاحات (عبارات) باشید و نه تک لغت ها
هرگز کلمات را بصورت جداگانه و منفرد یادنگیرید هرگز . وقتی یک لغت جدید می بینید همیشه اصطلاحی( عبارت) را که این لغت جدید در آن به کاربرده شده است یادداشت کنید و وقتی می خواهید مرور کنید همیشه همان اصطلاحات (عبارات) را مطالعه کنید و نه کلمات را اصطلاحات (عبارات) را گردآوری کنید مکالمه و گرامر زبان شما ۴-۵ برابر سریعتر بهبود می یابد
قانون دوم : از یادگیری گرامر انگلیسی دست بردارید
زیاد خودتون رو اسیر گرامر نکنید . گرامربه شما آموزش می دهد که شما به زبان انگلیسی فکر کنید ولی شما می خواهید به صورت خودکار با زبان صحبت کنید بدون فکر کردن بدین صورت شما مثل یک انگلیسی زبان انگلیسی را یادمی گیرید .
قانون سوم و مهمترین قانون : اول گوش کنید
شما هر روز باید به انگلیسی گوش فرادهید متون انگلیسی را نخوانید بلکه فقط گوش دهید خیلی ساده است این کلید موفقیت شما در یادگیری مکالمه انگلیسی است از خواندن متون انگلیسی راصرف نظر کند وبه گوش دادن زبان انگلیسی به صورت مداوم و روزانه بپردازید. انگلیسی را با گوشهایتان یادبگیرید و نه با چشمهایتان در اغلب مراکز آموزش زبان شما با چشم زبان را یادمی گیرید شما متون انگلیسی را می خوانید و قواعد گرامری را فرامی گیرید اما برای موفقیت در یادگیری مکالمه انگلیسی باید سیستم شنیداری را جایگزین کنید شما باید روزی ۲-۳ ساعت فقط به انگلیسی گوش دهید بدین صورت مکالمه شما به سرعت بهبود می یابد و انگلیسی را به اسانی صحبت می کنید
 

قانون چهارم : یادگیری آرام و عمیق بهترین است
راز یادگیری راحت مکالمه انگلیسی یادگیری دقیق کلمات و عبارات انگلیسی می باشد اینکه ما توضیح کلمات را بدانیم و یا فقط برای آزمون آن را در حافظه بسپاریم کفایت نمی کند بلکه باید ملکه ذهن ما شوند.برای یادگیری مکالمه انگلیسی باید بارها و بارها یک درس را مطالعه کنیم شما باید خیلی عمیق مطالعه کنید
قانون پنجم : یادگیری گرامر با اسفاده از یک داستان در قالب چندین زمان مختلف
برای یادگیری طبیعی و نه دستوری گرامر انگلیسی باید یک داستان ( نوشته – پاراگراف و .. ) صوتی را انتخاب کنید که افعال آن در زمان حال صرف شده اند حال به یکی از دوستان که به انگلیسی مسلط تر است بگویید همین نوشته را در یک زما دیگر ( گذشته ساده – آینده – گذشته کامل و .. ) بنویسد و برایتان ضبط کند و دوباره آن را گوش کنید حال شما می توانید با یک نوشته ( صدا) چندین حالات گرامری را یادبگیرید و شما لازم نیست قواعد گرامری را یادبگیرید فقط با شنیدن این نوشته در زمان های مختلف با این زمان ها آشنا خواهید شد و گرامر شما خودبخود بهبود می یابد.
قانون ششم : برای بهبود انگلیسی باید دروس و منابع انگلیسی واقعی را هم مطالعه کنید
اگر می خواهید انگلیسی واقعی یعنی همان انگلیسی که در جوامع انگلیسی زبان استفاده می شود را یاد بگیرید باید از منابعی استفاده کنید که در این باره نگاشته شده اند نظیر فیلم ها , مجلات واقعی , کتب صوتی واقعی , رادیوها و… واقعی منظور این است که انگلیسی زبان ها خودشان از آن استفاده می کنند گوش می دهند , نگاه می کنند و می خوانند .
قانون هفتم : گوش کنید و جواب دهید نه اینکه فقط گوش دهید و تکرارکنید
درکنار هر درسی سوالاتی هم مطرح می شوند همیشه به سوالات جواب دهید و ازکنار آن ها نگذرید . بهنگام گوش دادن به منابع صوتی از یکی از دوستان بخواهید در باره داستان از شما سوال کند و شما به آنها جواب دهید این به شما یادمی دهد که سریع فکر کنید و جواب را پیداکنید.
 

هفت قانون طلایی یادگیری آسان مکالمه انگلیسی طبق متد – ا فورتلس انگلیش – بودند مطمئنا نظریه های متفاوتی در زمینه یادگیری انگلیسی به گوش شما خورده و یا دیده اید و هیچ کدام از این هفت قانون کامل نیستند ولی به یاد داشته باشید راه های یادگیری زبان بی نهایت هستند یکی آموزش انگلیسی از طریق رادیو , یکی آموزش انگلیسی از طریق فیلم با زیرنویس , دیگری از طریق دوره آموزشی. پس وقت را غنیمت شمرده و از هر جا که شروع کنید درست شروع کرده اید . انگیزه جرقه و پشتکار و مطالعه مداوم کاتالیزور یادگیری زبان انگلیسی می باشد .

Powered by WPeMatico

عادت های بدی که استعداد های شما را از بین می برند

 

حذف عادت های بد و رسیدن به بهترین حالت موجود از خودمان، یک سفر است
 
حذف عادت های بد و رسیدن به بهترین حالت موجود از خودمان، یک سفر است. یک پروسه است.  این چیزی‌ست که همه ما خواستارش هستیم صرف نظر از اینکه متوجه باشیم آیا این خواسته را داریم یا نه
 
ترک عادت های بد 
به احتمال، شما هم با نظریه هرم سلسله‌ مراتب نیازهای مازلو آشنا هستید. به اعتقاد مازلو نیازهای آدمی از یک سلسله‌مراتب برخوردارند، بدین ترتیب که رفتار افراد در لحظات خاص، تحت تأثیر شدیدترین نیاز آن لحظه، قرار می‌گیرد. هنگامی که ارضای نیازها آغاز شده و برآورده می شود، تغییری که در انگیزش فرد رخ خواهد داد بدین گونه است که، به جای نیازهای قبلی، سطح دیگری از نیاز، اهمیت یافته و محرک رفتار خواهد شد. نیازها به همین ترتیب تا پایان سلسله‌مراتب نیازها، اوج گرفته و پس از ارضاء هر یک از نیازها، آن نیاز فروکش کرده و نوبت را به نیاز پس از خود می‌سپارد، تا در نهایت که انسان به مرحله خودشکوفایی می رسد.
 
طبق نظریه آبراهام مزلو، انسانها وقتی به جایگاه خودشکوفایی می‌رسند، دارای خصوصیات زیر خواهند بود:
– پذیرش کامل خود
– نترسیدن از هرگونه ریسکی و گام برداشتن در مسیرهای ناشناخته
– شاکر بودن و لذت بردن در هر لحظه از زندگی
– داشتن انگیزه برای رشد و توسعه
– توانایی در داشتن روابط عمیق و با مفهوم
 
البته باید توجه داشت که برآورده شدن نیاز های اساسی انسان الزاما به معنی رسیدن به مرحله خود شکوفایی نیست، بلکه ارضاء و رفع نیاز های اولیه شرط لازم برای خود شکوفایی است و لی کافی نیست. ترک بسیاری از عادت های بد برای رسیدن به این جایگاه لازم بوده و به همت و تلاش بسیاری نیاز دارد، اما قطعا شدنی است.
 
برخی از موارد هستند که شانس شما را برای رسیدن به این جایگاه را مخدوش می‌کنند. بعنوان مثال برخی عادت های بد که در زیر ذکر شده، از جمله کارهایی هستند که اگر ترک نکنید، باعث می‌شوند نتوانید به آنچه می‌خواهید برسید.
 
ارجحیت دادن دیگران به خودتان 
تصور کنید که امروز سرکار نمی‌روید و برنامه ریزی کرده‌اید که کمی ریلکس کنید یا سرگرمی داشته باشید یا کارهایی که دوست دارید انجام دهید. اما یک تماس تلفنی دریافت می‌کنید : ” میتونی امروز به جای من بیای سر کار؟ می‌دونم واسه خودت کار داری اما واقعا احتیاج دارم که یه نفر از بچه م مراقبت کنه”.  یا جملاتی از این دست…
 
انسانی که برای زمان خودش اهمیت قائل نباشد، آیا می‌تواند برای زمان دیگران ارزش قائل باشد؟ قطعا کمک به دیگران امری پسندیده است اما غفلت از نیازها و خواسته های خودمان از جمله عادت های معیوب است که مانع رسیدن شما به جایگاهی می‌شود که می‌خواهید به آن دست یابید.
 
اگر از آن دسته آدمهایی هستید که هرگز نمی‌تواند به دیگران (( نه )) بگوید،  بهتر است چند دلیل زیر را در نظر داشته باشید.
– شاید می‌ترسید از اینکه دیگران دوستتان نداشته باشید.
– شاید از اینکه برای خودتان کاری انجام دهید احساس گناه می‌کنید.
– شاید از اینکه تنها شوید احساس خوبی ندارید.
– شاید پی به ارزش زمان خودتان نبرده اید.
– شاید به خواسته های دیگران بیشتر اولویت می‌دهید تا به خواسته های خودتان.
 
زمان گذاشتن برای خودتان، بدون شک بسیار حیاتی است، اگر می‌خواهید در مسیر رشد و توسعه قرار گیرید. از اینکه بگویید (( نه)) نترسید اینکار شما را آدم بدی نمی‌سازد.
 
دچار ترس شدن و نادیده گرفتن خود 
نادیده گرفتن یا سانسور خواسته‎های خود، به این معناست که مانع خودتان برای رسیدن به آنچه واقعا می‌خواهید می‌شوید. و این مورد از ترس، ناشی می‌شود. ترس اینکه نکند نادان به نظر برسم؟ یا دیگران مثل دوستان یا والدین یا همسرم در موردم چه فکرکنند؟ پس نباید چیزی بگویم.
 
ترس از نقد دیگران، دلیلی‌ست برای نگفتن خواسته هایتان.  اما خیلی ها نیز از این می‌ترسند چون بارها از اینکه با دیگران یکرنگ بوده اند و ضرر کرده‌اند. برای غلبه بر چنین حالتی، سعی کنید آنچه می‌خواهید را در یک دفترچه بنویسید. هر آنچه می‌خواهید را بنوسید و اصلا مهم نیست چقدر عجیب غریب یا شرم آور، به نظر برسد. اگر این عادت را تکرار کنید، متوجه خواهید شد که در آینده ای نزدیک تا چه حد با خودتان صادق خواهید شد و به این ترتیب است که می‌توان به جایگاه انسان ارزشمند-برتر رسید.
 
هماهنگ شدن با بقیه علی رقم میل باطنی 
رسیدن به جایگاه خودشکوفایی به این معنا نیست که همیشه با همه‌ی اطرافیان خود موافقت کنید. ممکن است توسط خیلی ها مورد دوست داشتن قرار نگیرید که اشکالی ندارد. اما سعی و تقلا کردن برای اینکه به هر زحمتی خوتان را با دیگران هماهنگ کنید باعث می‌شود نتوانید انسان منحصر به فردی باشید، احساس تقلبی بودن به شما دست می‌دهد و شادی را از شما می‌گیرد.
 
با برداشتن قدم های زیر، به خودتان کمک کنید  
– نسبت به ارزش های خود پایبند باشید.
– قبل از اینکه کاری را انجام دهید، فکر کنید و اگر احساس خوبی در مورد آن ندارید، انجامش ندهید.
– اگر کسی به شما بگوید نمی‌توانی این کار را انجام دهی، شما  تسلیم نشوید و دست از رویاهای خود برندارید.
– اطراف خودتان را با آدمهایی پر کنید که مثبت هستند و شما را تشویق می‌کنند.
– سعی نکنید دیگران را شبیه به خود کنید. سعی نکنید دیگران را عوض کنید.
 
سفر در جاده ی رسیدن به مرحله خود شکوفایی و حذف عادت های بد، سفر آسانی نیست، اما ارزش سفر کردن را دارد.
 
از خود-تخریبی و از اینکه بگوید من همینم که هستم، دست بردارید. خواسته های خود را در اولویت قرار دهید و ترس را از خود دور نمایید.

Powered by WPeMatico

چگونه شاد باشیم و شاد بمانیم؟

شادی چیزی است که همه‌ی ما آن را احساس می‌کنیم اما مطمئنا یک حس موقتی است. فرض کنید شما خیلی بستنی دوست دارید و هر وقت بستنی می‌خورید احساس شادی می‌کنید، اما اگر همیشه فریزر شما پُر از بستنی باشد و کسی به شما بستنی هدیه بدهد، این هدیه لزوما شادترتان نخواهد کرد. اما اگر فریزرتان خراب شود و تمام بستنی‌های شما آب شود و شما مجبور باشید مثلا دو هفته بدون بستنی سپری کنید، بسیار به وجد خواهید آمد اگر ناگهان کسی پیدا بشود و به شما یک کارتن بستنی هدیه بدهد.
 
اگر شما همیشه شاد بودید و هیچ نگرانی نداشتید، تجربه‌ی یک چیز خوشایند شما را شادتر نمی‌کرد، یا از شادی‌تان کم هم نمی‌کرد. اگر همیشه در یک سطح از رضایت و خوشحالی باشید، ملال‌آور و کسل‌کننده خواهد بود.
 
اگر فکر می‌کنید کسانی هستند که همیشه شاد و راضی‌اند، پس نادرست‌ترین درک را از شادی دارید
 
نکته‌ی خنده‌دار اینجاست که بیشتر افراد کسانی را می‌بینند که به نظر می‌رسد زندگی‌شان کامل و همه‌چیز تمام است و فکر می‌کنند آنها تمام مدت شاد هستند. اما واقعیت این است که ما گاهی فراموش می‌کنیم در زندگی واقعی، برخلاف داستان‌های رویایی، پرنسس‌هایی وجود ندارند که پرنسسی را پیدا کنند و از آن به بعد همیشه در شادی و خوشی زندگی کنند! افراد جاهل و جادوگرهای بدجنسی هم همان اطراف هستند که خوشی و شادی آنها را به اندوه تبدیل کنند!
 
در دنیای واقعی، همیشه چیزی کم است یا چیزی مطلوب نیست 
هیچکس زندگی کاملی ندارد. حتما بارها و بارها شنیده‌اید که می‌گویند از روی ظاهر زندگی دیگران، آنها را قضاوت نکنید زیرا شما نمی‌دانید پشت درهای بسته‌ی خانه‌ی آنها چه می‌گذرد. اما اغلب این را فراموش می‌کنیم. معنای دقیق شادی یعنی، در موقعیت راضی بودن قرار گرفتن. دقت کنید: «موقعیت»، نه یک حالت همیشگی و پایدار، بلکه یک تجربه‌ی گذرا.
 
وقتی ما احساس اندوه می‌کنیم، تنها روی یک منحنی مواج تمرکز داریم و معمولا این حس، توسط دوستان خیرخواهی که به ما می‌گویند، شاید خیری در آن باشد یا به زودی برایت خاطره خواهد شد، تقویت می‌شود؛ این نیز بگذرد! آنها درست می‌گویند و ما هم می‌دانیم که حق با آنهاست، اما در آن لحظه، به سختی می‌توانیم ببینیم یا تصور کنیم که حس بدمان را پشت سر گذاشته‌ایم.
 
تا به حال عزیزی را از دست داده‌اید؟ یادتان هست چه احساسی داشتید؟ انگار دنیا به آخر رسیده بود و دیگر هرگز چیزی خوب نمی‌شد. اینطور نیست؟ اما هفته‌ها، ماهها و در نهایت سالها گذشتند و اتفاقات خوب و بد دیگری هم روی داد، به زندگی ادامه دادیم و … اما در آن لحظه‌ی اندوهناک نمی‌توانستیم آینده را ببینیم، هر چه بود تاریکی بود و تباهی.
 
چیزی که از آن غافلیم این است که وجود اندوه و غم و ناملایمات، برای شاد بودن ضرورت دارد. این وجود تاریکی است که نور را ارزشمند می‌کند.
 

اگر می‌خواهید واقعا شاد باشید، دست از تلاش برای همیشه شاد بودن بردارید‎
 
دست از تلاش برای شاد بودن بردارید، فقط شاد باشید 
بله درست است، همه‌ی ما باید تا جایی که امکان دارد طالب شادی باشیم، اما احمقانه است که وانمود کنیم هر روز و هر لحظه از همه چیز راضی هستیم. حتما برای‌تان پیش آمده که برای پند دادن به یک دوست، از تجربه‌ی ناخوشایند مشابهی که خودتان داشته‌اید برایش تعریف باشید. اگر اندوه آن زمان‌‌ ِ شما نبود، امروز هم حسی برای همدردی نداشتید. اگر زندگی کامل بود، شما قادر به همدلی نبودید.
 
اگر می‌خواهید واقعا شاد باشید، دست از تلاش برای همیشه شاد بودن بردارید، اما خوشبین باقی بمانید و با خودتان روراست باشید. بپذیرید که در مسیر زندگی‌تان بالا و پایین‌هایی خواهید داشت، و با وقار و متانت باور کنید که شادی، حرکت مواجی از مثبت و منفی است.
 
به جای اینکه روی لحظات ناراحت‌کننده تمرکز کنید، به حافظه‌تان رجوع کنید، به زمانی که چیزی را داشتید یا نداشتید. حتما در این یادآوری‌ها متوجه موفقیت‌ها و چیزهای خوبی خواهید شد که زمانی نداشتید اما الان دارید. یادتان باشد قدردانی و سپاسگزار بودن، کلید رضایت است، اما ما عادت کرده‌ایم فقط زمان‌هایی که شاد و راضی هستیم سپاسگزار باشیم.
 
شادی واقعی، به دنبال اندوه می‌آید 
زندگی با لحظات شادی، شگفتی و حیرت پُر خواهد شد، اشک‌های شادی و فریادهای از سر ِ خوشی و ماجراهای خنده‌دار جزئی از زندگی هستند اما روزهای بارانی، طوفانی و وحشت‌انگیز هم خواهند بود که به نظر می‌رسد تمامی ندارند. اما اینکه صورت شما با درخشش نور خورشید به لبخند باز شود یا اینکه قلب شما با ناملایمات طوفان درد بگیرد، باید بدانید که همه‌ی این موقعیت‌ها بخشی از افت‌ و خیزهای زیبای زندگی هستند. از لحظات شادی‌تان لذت ببرید و از لحظات اندوه‌تان با قدرت عبور کنید. بدانید که در این تجربیات تنها نیستید و از تصدیق و پذیرفتن ناراحتی و رنج‌تان نترسید.
 
تظاهر به شاد بودن شما را شاد نمی‌کند، اما اگر بدون قید و شرط با خودتان و احساس‌تان روراست باشید، به این طریق می‌نبع: برترین ها

Powered by WPeMatico

برگه:تاریخ روابط ایران و انگلیس (جلد۱).pdf/۲۴۴

→ نسخهٔ قدیمی‌تر
نسخهٔ ‏۲۸ دسامبر ۲۰۱۷، ساعت ۱۰:۲۵
متن برگ (گنجانده خواهد شد):متن برگ (گنجانده خواهد شد):سطر ۷:
سطر ۷:
 
میرزا ابوالحسن‌خان شیرازی ناچار شد بدون ارائه اعتبارنامه خود بامپراطور فرانسه عازم انگلستان گردد.
 
میرزا ابوالحسن‌خان شیرازی ناچار شد بدون ارائه اعتبارنامه خود بامپراطور فرانسه عازم انگلستان گردد.
 

 


در لندن نیز تا اندازه‌ای شبیه همان اشکالات برای سفیر فوق‌العاده ایران پیش آمد، نایب‌السلطنه انگلستان حاضر نشد در حال ایستاده مکتوب پادشاه ایران را قبول کند.کتاب یادداشتها و مطالعات ”’چارلز گرنویل”’ (Charles Gernville.) (جلد ۱۲ صفحه ۱۴۶)
+
در لندن نیز تا اندازه‌ای شبیه همان اشکالات برای سفیر فوق‌العاده ایران پیش آمد، نایب‌السلطنه انگلستان حاضر نشد در حال ایستاده مکتوب پادشاه ایران را قبول کند.کتاب یادداشتها و مطالعات ”’چارلز گرنویل”’ (Charles {{غلط|Gernville|Greville}}.) (جلد ۱۲ صفحه ۱۴۶)
 

 


”’چارلز گرن ویل”’ که منشی ”’جرج چهارم”’ و ”’ویلیام چهارم”’ پادشاه انگلستان بوده در یادداشتهای خود راجع بسفارت میرزا ابوالحسن‌خان شیرازی سفیر فوق‌العاده ایران، در دوم جون ۱۸۱۹ چنین مینگارد:
+
”’چارلز {{غلط|گرن ویل|گِرویل}}”’ که منشی ”’جرج چهارم”’ و ”’ویلیام چهارم”’ پادشاه انگلستان بوده در یادداشتهای خود راجع بسفارت میرزا ابوالحسن‌خان شیرازی سفیر فوق‌العاده ایران، در {{نکته ظاهرشونده|به نظر می‌رسد این تاریخ اشتباه باشد، زیرا وقایع یادشده در کتاب مذکور، تحت تاریخ ۲۵ ژوئن ۱۸۱۹ آمده‌اند.|دوم جون ۱۸۱۹}} [https://archive.org/stream/grevillememoirsj01grevuoft#page/22/mode/2up چنین مینگارد]:
 

 

 
«در این روزها اختلاف مختصری بین میرزا ابوالحسن‌خان شیرازی سفیر فوق‌العاده ایران و دربار پادشاه انگلستان اتفاق افتاد که موضوع آن از این قرار است:— سفیر ایران تقاضا داشت که بر تمام سفرای دول مقیم دربار لندن مقدم باشد، این تقاضای سفیر در دربار لندن مورد قبول نیافت و این مسئله اسباب کدورت و
 
«در این روزها اختلاف مختصری بین میرزا ابوالحسن‌خان شیرازی سفیر فوق‌العاده ایران و دربار پادشاه انگلستان اتفاق افتاد که موضوع آن از این قرار است:— سفیر ایران تقاضا داشت که بر تمام سفرای دول مقیم دربار لندن مقدم باشد، این تقاضای سفیر در دربار لندن مورد قبول نیافت و این مسئله اسباب کدورت و

Powered by WPeMatico

برگه:Owrazan – Jalal Ale Ahmad.pdf/۸۴

‏نمونه‌خوانی‌شده
صفحهٔ تازه”’ز – جمع فقط با (آن)”’
تقریباً بدون استثناء تمام انواع اسامی در لهجهٔ محلی با (آن) جمع بسته میشود. در تمام ایامی که راقم این سطور در آن نواحی بسر برده‌است حتی یکبار بخاطر ندارد که اسمی با علامت جمعی غیر از (آن) جمع بسته شده باشد. مثل: ریکان = ریگها. داران= درخت‌ها. یالان = بچه‌ها. سیفان = سیب‌ها و الخ.
”’ح – علامت نسبت”’
«ای» علامت نسبت در زبان رسمی است مثل تهرانی و پایینی. گرچه گاهی «این» هم در اینمورد بکار میرود. اما در لهجهٔ اوارازان علامت نسبت همیشه «این» است در اخر کلمه. حتی اگر اسم منسوب هم جمع بسته شود باز چیزی از این پسوند نمیافتد. مثل: جوارین = بالایی. جیرین = زیری. نسایین = نسایی. تهرانین = تهرانی و الخ.
{{ته}}{{پانویس-کوچک}}{{سصم|||”’۸۵”’}}

Powered by WPeMatico